انجمن سایت انترنتی روستای زیبا و توریستی فردو
16 شهريور 1389,ساعت 11:28:52 *
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
اخبار: لطفا برای استفاده بهتر از انجمن، ثبت نام کنید!
 
   فهرست   راهنمايي جستجو ورود عضويت  
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: نجوایی با شهیدان  (دفعات بازدید: 411 بار)
0 کاربران و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
اسماعيل كربلائي
مدیر سایت
حرفه ای به تمام معنا
*****
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 369


برنامه نویس - حسابدار حرفه ای - علاقه مند به شنا


آدرس ايميل
« : 02 آبان 1388,ساعت 19:06:22 »

السلام علیکم یا اولیاء الله و اودائه‏السلام علیکم یا انصار دین الله

سلام بر پاک سیرتانی که جان در راه دوست‏باختند.

درود بر دلسپردگان حریم دین و طواف گران کعبه تولی.

سلام بر شهیدان شاهد و شاهدان شهید.

امشب به یاد آن دیدگان آسمانی و نغمه‏های روحانی، سر بر دیوار حسرت نهاده‏ام، و به هوای لحظه‏ای با شهیدان بودن، گوشه دنجی را می‏جویم و منتظرم تا آن سعادتمندان چشمهای خسته‏ام را دریابند.

اشک را به پابوسشان آورده‏ام، و از غربت غریبی می‏نالم. به یاد روزهایی می‏گریم که معنویت مهمان دلها بود و شوق و ایثار و وحدت، ستون خیمه برادری.

هنوز، دین در ظلمت اندیشی «منورالفکرها» کمرنگ نشده بود. آن روزها، هر شهیدی را که می‏آوردند، شهر به رنگ ملکوت، در می‏آمد، باران گریه دلها را می‏شست، حتی آن دختر بدحجاب به احترام حضور شهید روسریش را جلو می‏کشید. و آن پسر پانکی از خجالت‏سر به زیر می‏افکند. رنگها، رنگ خاکی بسیج‏بود، و سرخی خون، و سبزی اندیشه‏های ناب آن روزها «الله اکبر» گوش جان را می‏نواخت و...

«صلوات‏» از مد نیفتاده بود.

«دمکاء» (سوت) جایگزین بکاء نشده بود و تصدیه (کف) جانشین تسبیح نبود.

آنچه بها داشت، قرآن و سجاده بود، چفیه بود و لباس رزم و پیشانی بند و عکس امام و پلاک شهید گمنام.

دخترها، با یک حلقه ازدواج و لباس ساده به خانه خوشبختی می‏رفتند و حنظله‏ها، مسافرت بعد از عروسی را در ارتفاعات «الله اکبر» در کنار امواج خروشان «اروند» و در لاله زار «شلمچه‏» می‏گذراندند. و پیکر خونین و خندان را به سوغات می‏آوردند.

آن روزها آرامش در شنیدن آیات «نصر» احساس می‏شد، نه در هتل چهار ستاره قصر، اما رنگ شهر عوض شده، گویا «حاج سید علی‏» تنهاست و در آرامش باصفایش جرعه جرعه خون دل می‏نوشد. می‏گویند: امروزه با عوض شدن زمان جایی برای ولایت نیست!

جغدها با نفیر شوم می‏خوانند که: «مردم قیم نمی‏خواهند.» دیوها، از دور دستها بر احساسات حزب الله آتش می‏افکند. و مرداب نشین فراری تعفن دوزخیان را به سرزمین انقلاب می‏فرستد. و منافق جغد منش آن را بر ورق پاره‏هایش می‏نشاند.

اما همواره یاری خدا وعده‏ای همیشگی بوده و در هر غفلتی خون پاک شهید دیده‏ها را بصیر و اندیشه‏ها را بیدار کرده است.

این بارهم امیری دلاور، علمداری فاتح، دلباخته‏ای خدایی و رزمنده‏ای ولایی ستاره شد و به آسمان شهادت پیوست.

آن سرو تنومند، بر زمین افتاد، تا قرآن اندیشی و ولایتمندی استوار بماند.

آن سبزاندیش، سرخ پایان، بار دیگر آن شهر را از بی‏دردی به دردمندی و از تجمل پرستی به جمال جویی و کمال طلبی تغییر داد و بر اندیشه‏های دوزخی ملی‏گرایان خط بطلان کشید.

تیر نفاق بر دل بی‏قرارش نشست، همان دل عاشق که نیمه‏های شب بارانی می‏شد.

همان قلب پاک که به شوق روز ظهور و به عشق اهل‏بیت علیهم السلام و با ولای ولی امر زمان‏«سیدعلی‏» می‏تپید.

قلب عاشق او نه از کار افتاده، بلکه به کار افتاد. و در دل میلیونها بسیجی جای گرفت.

صیاد همای سعادت را صید کرد.

و حقانیت ولایت را با خون پاکش امضاء نمود.

و شیرازه افکار دین ستیزان را از هم گسست.

او چون ائمه شهید، شهیدان کربلا، شهدای تاریخ بسان مطهری، بهشتی، هفتادو دوتن، رجائی، باهنر، حاج همت، باکری، سید مرتضی آوینی و لاجوردی فدای دین شد. تا اندیشه‏های محکم و اسلام ناب بماند.

اندیشه‏هایش بلند، آرمانهایش در سینه‏ها فروزان و راهش پررهرو باد. والسلام.
خارج شده است

خدایا!
تو بهترین مأوا برای زمزمه‌های دلتنگی‌ام هستی.
صفحه: [1]
  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP Powered by SMF 1.1.4 | SMF © 2006, Simple Machines LLC | Persian Language Pack by YaranTOOS Group
Iranian Date By Iran Modern Co
Valid XHTML 1.0! Valid CSS!